+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی ۱۳۹۲ ساعت 17:27 توسط ღزهراღ
|
سلام!
این وبلاگ روتقدیم میکنیم به همه ی کسایی که یه روزی طعم تنهایی روچشیدن.
_..-♥*°*♥-..__..-♥*°*♥-.._
تنهایی … دیوار … قهوه های سر رفته از حوصله ام
اتاقی که چهار تاق باز ، روی من خوابیده
چشم هایی که از ساعت ، کار افتاده ترند
و شانه های تو ، که زیر بار ِ باران نمی روند
باید گریه ام را روی بی کسی هایم تنظیم کنم
و این یعنی تنهایی...
_..-♥*°*♥-..__..-♥*°*♥-.._
گوشه ای می گریستم...
عابری گفت : حالتان خوب است؟
گفتم : خوبم . تنها تکه ای تنهایی توی چشمم رفته است...
_..-♥*°*♥-..__..-♥*°*♥-.._
تنهای تنها مانده ام
اندر خم این دنیا مانده ام
با کوله باری از غصه و غم
با یک دل شکسته
برای رسیدن به باور زندگی تلاش میکنم
اما هنوز برای رسیدن راه را نیافته ام
نمی دانم آیا راه همین بی راهه هست
یا
من در خم این بی راهه اسیر گشته ام
_..-♥*°*♥-..__..-♥*°*♥-.._
بی تو تنها گریه کردم تو شبای بی ستاره انتظار تو کشیدم تا که برگردی دوباره در غروب رفتنت ، لحظه هایم را شکستم زیر بارون جدایی با خیال تو نشستم پشت شیشه روز و شب ، دل به بارون می سپارم من برای گریه هام ، چشمه ها رو کم می یارم انتظار با تو بودن منو از پا درمیاره ترس از این دارم که بی تو ، تا ابد چشام بباره
_..-♥*°*♥-..__..-♥*°*♥-.._
زمانی فراموشت میکنم که ازبالای سنگ قبرم باافسوس بگویی... کاش زنده بودی...