ღگریه ی آسمانღ

 گاهی وقتهافکرمینم چه کسی توانسته دل آسمان راتااین حدبه دردبیاورد.آسمان 

بااین عظمت هم تاب سنگدل وبی تفاوتی هاراندارد.یعنی اوهم مثل عشق من

سنگدل بود؟...بی تفاوت بود؟؟

 

اشک که میریزد بااوهم صحبت میشوم.آسمان رامیگویم.زیرقطره قطره اشکش می

ایستم تااشک هایمان یکی شود.بااودرد دل مینم.از غصه هایم میگویمُ ازاین دل

پردردم...کمی هم دلداری اش میدهم.

 

گاهی وقتها آنقدردل پری دارد که دلداری های من هم آرامش نمیکند.فقط به باران

نگاه مینم وخاطراتم رامرور مینم.خاطراتی که یک روزی برایم شیرین

بودنداماحالایادآوریشان بدون وجوداوتنهایی ام راتلخ ترمیکند.کاش من هم مث

توبعدرفتنت غمی نداشتم ودیدن یادگاری هایت تااین حد  زجرم میدهد.

 

حالا دیگرازاین همه دوری توهمه حرفهایت برایم تلخ است.خوشی ات بدون من برایم تلخ است،..

 

به فنجان قهوه تلخم نگاه میکنم.یادش بخیرقهوه شیرین!حالادیگرقهوه هایم هم تلخ شده است.

 

این روزهادیگرخودم هم تلخ شده ام.

 

دیگر صدایت سردشده وسردی اش تاعمق جانم نفوذمیکند.

 

این نوشته های لعنتی آرامم نمیکنند.اشک های بی وقفه ام بند نمی آیند.نمیتوانم

نشان بدهم که دارم آب میشوم.کسی ازخواندنشان نمیفهمدکه ازدرون قلبم

سوختم...یادت...نامت ...خاطراتت که هرلحظه جلوی چشمم میایند به وجودم آتش میزنند.

 

عشقم!خودم تنها ودلشکسته هستم با این کارهایت نابودم نکن.

ღنشانیღ

من نشانی از تو ندارم اما نشانی ام را برای تو مینویسم:

در عصرهای انتظار,به حوالی بی کسی قدم بگذار!خیابان غربت را پیدا کن و

وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو!

کلبه ی غریبی ام را پیدا کن,کنار بید مجنون خزان زده و کنار مرداب ارزوهای رنگی ام!

در کلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو!حریر غمش را کنار بزن!

مرا میابی.

ღبی توღ

 

نبودنت بهترین بهانه ایست برای اشک ریختن.ولی ...کاش بودی تااشک هایم ازشوق دیدارت سرازیر میشد...

 

کاش بودی ودستهای مهربانت...مرهم همه دلتنگیهاونبودنهایت میشد...

 

کاش بودی وسربرروی شانه های مهربانت میگذاشتم ودرد هایم رابه گوش تومیرساندم.

بدون توبرایم عاشقی عذاب است.

خدایا دلم گرفته ..

میدانم که میدانی بعدازتودیگرقلبی برای عاشق شدن ندارم.

 

کاش میدانستی که چه بی انتهادوستت دارم...

وبیش ازعشق برتوعاشقم.

دراین روزهای دلتنگی که میبینمت انگارعشق من تونبودی...سردشده ای

 

سرمای رابطه ماوتنهایی من مرادیوانه کرده...

نیستی ،نیستی وببینی دیوانگی ام را

 

درکنارت چون عروسک خیمه شب بازی میشوم  اما حالا...کاش بودی...

نیستی ،نیستی وببینی دیوانگی ام را

 

میدانم که میدانی لحظه هایم بدون توپرازدردوعذاب میشود

 

...بدون تودیگربهانه ای نیست برای زندگی جز... انتظارآمدنت

ღلبخندتوღ

به عکست نگاه میکنم

به چشمانت...چشمانی که دیگربرای من برق نمیزنن.

به لبخندت...لبانی که دیگربرای من لبخندنمیزنند.

لبخندت...چقدردلم برای لبخندت تنگ شده!!!

بخندعزیزم.بخندتابدانم غمی نداری.

بخندتادلم ازلبخندت آرام شود.

بخندتابدانم کسی هست لبخندبه لبانت بیاورد.

بخندتابدانم کسی هست تاباآغوشش آرام شوی.

بخندتابدانم کسی هرشب وهرروزمواظبت هست.

بخندتابدانم نبودنم آرامت کرده.

بخندتابدانم خاطرات بامن بودنت ازیادت رفته.

....ازلبخندت لبخندمیزنم.اشک هایم جاری میشودوقطره قطره ازروی صورتم روی صورتت میچکند...

همان عکسی که فقط من وتوپشت آن بودیم ومن درآغوش تو.من ازبودن باتوبودن لبخندمیزدم وتواز ...

ღتنها تو روღ

دلم تنگه.

بیشتر از همیشه.

دلم تورو میخواد.

دستهای گرمت رو.

قلب مهربونت رو.

و اغوش همیشه بازت.

حتی دلم برای عصبانیت های گاه و بیگاهت هم به اندازه یه دنیا تنگ شده.

دلم تنگه.

نمیتونم گولش بزنم.

اون تورو میخواد.

صداشو میشنوی؟

با هر تپش داد میزنه:

عشق من کجایی؟

ღدلخوشیღ

با اینکه ندیدمت دلم هر روز برایت تنگ میشود.بدیش این است که میدانم تو هستی.

کاش نبودی!    

مثل هزاران چیز دیگر که توی این دنیا نیست ولی ادم ها باز هم الکی دنبالشان میگردند.

نمیدانم.

شاید بشود اسمش را گذاشت دلخوشی.

دلخوشی من هم این است که میدانم هستی...